تفریحات مجردی

امروز به شدت افسرده بودم از خواب که بیدار شدم ... دیشب اینترنت اکسپلورر و اپرام خراب شد .... همینطور یاهو مسنجرم !!! نمیدونم چرا ؟ زنگ زدم به مسعود که ببینم چی میشه شده باشه:دی اونم کاملا جدی گفت فکر کنم ویندوز میخواد :(( منم خیلی بدم میاد کیسمو بزنم زیر بغلم برم اینور اونور .... مسعود هم که اوووووووووووووه رفت تا سال دیگه که بیاد اینجا:دی  بعدم گفت شب نیستن ... منم که اصلااااااااااااااااا فضول نیستم زنگ زدم به مامان 1 کاره :دی  میگم مامان شب با مسعود کجا میخواین برین؟نیشخند اون طفلکی هم اول گفت نمیدونم ... بعد گفت اهان دیروز قرار بود بریم خونه ی مهسان اینا دیدنش که پاشو گچ گرفته .... حالا شاید امشب بریم ... خوب خیالم راحت شد عینک آخه داشتم میمردم از فضولیمژه

خلاصه زنگ زدم به مهسا ... تا صدامو شنیده میگه چته؟؟؟؟؟؟ گفتم حس و حال ندارم .... گفت منم !!! گفتم ناهار بریم بیرون؟ اونم که دپرس بود خودشم گفت بریم ... قرار شد با مونا هماهنگ کنیم و بریم ... مونا هم استثنائا ایندفعه نه میخواست بره خونه ی مامانش نه شوهرش خونه بود:)) پس میومد ...

آسمون هم که انگاری داشت سیل میومد .... خدا هم فصلها رو قاطی کرده ... یک رگبار باحالی بود .... منم که بدم میاد از رانندگی تو بارون ... خلاصه رفتم دنبال مونا ... سر فرمانیه غلغله بود .... بارون ... ترافیک ... این مونا هم که شااااااااااااااد ... یواش یواش و سرخوش میومد:))

بعدم گفت آرام .... غذام رو گازه بریم خاموشش کنیم:دی  خلاصه رفتیم و قرار شد بریم سر مژده از پیتزا پلاک پیتزا بگیریم و بریم دنبال مهسا و ببریمش خونه شون بخوریم ... مونا یهویی هوس کرد بریم دربند ! منم گفتم فقط جایی میام که پارکینگ داشته باشه:دی  خلاصه رفتیم مهسا رو هم برداشتیم و رفتیم دربند ... حالا تو هر کدوم از رستورانها که میخوایم بریم این مونای شیطونک میگه نهههههههههههههههههه!!! آقاهه موهاش فر بود بدم اومد:دی  اونیکی رو میگفت دهاتیه خوشم نمیاد ... میگم بابا جون اینا مواظب ماشینان حالا نباید حتما 60 مدل آرایش داشته باشن که!!! خلاصه 1 جا دیگه خودم پیچیدم ... یارو 1 جا رو نشونم داده فقط جای پارک 2 تا ماشینه ... منم که میخواستم برگشتنه راحت باشم مجبور شدم ماشین رو سر و ته کنم ... یارو میگه عمرا نمیتونی!!! منم که کله خر ... حالا داشتم میمردمااااااا ولی برای اینکه روش رو کم کنم با 10-12 بار عقب جلو کردن به سختی پارک کردم ... انقدر خندیدم .... مهسا پیاده شده بود میگفت بیا عقب ... مونا نشسته بود پشتشو نمیدید هی میگفت نرو عقب ! خلاصه عین پت و مت شده بودیم :)) جاتون خالی رفتیم و اینام جوگیر میگن 3 تا دیزی ... میگم بابا حالا اومد و دیزی هاش بدمزه بود چیکار کنیم؟ مونا یارو رو صدا کرده میگه دیزی هاتون خوشمزه اس؟!!! خوب یارو هم مطمئنا میگه اره:دی کدوم بقالی میگه ماست من ترشه؟؟؟؟؟؟؟؟

بالاخره 2 تا دیزی و 1 پرس بختیاری گرفتیم ... دیزی هاش بد نبود .... سر گوشت کوبیده اش 2 ساعت خندیدیم ... بلد نبودیم بکوبیم:دی وای کرکر خنده بود ... خلاصه به هر سختی ای بود غذا رو خوردیم و رفتیم خونه ی مهسا اینا ... کلی گفتیم و خندیدیم مجددا سر پارک کردن ... من بدبخت گیر کرده بودم بین این دو تا ... مهسای شاهکار میگه اینجا سخته دور زدن برو تو این کوچه ... رفتم 1 کوچه ی تنگ باریک پر ماشین :)) حالا مونا گیر داده من میترسم .... میخوام پیاده شم:)) وااااااااااااااای دیوونه ام کردن این دو تا ... اصلا فکر نمیکنن بابا من 7-8 ساله راننده ام ... بالاخره 1 چیزایی بلدم ... خلاصه ..... آسانسورشونم خراب بود .... امروز اصلا کلا شاهکار بود همه چیز ...

هی به مونا میگم زودتر بریم به تاریکی نخوریم .... نشسته میگه مهسا عکسای عروسیتم بیار ببینیم! خلاصه به بدترین ترافیک ممکنه هم خوردیم و منم که بنزینم کم بود و هر آن حس خاموشی بهم دست میداد ... ولی بهر حال رسیدم خونه ...

کلا روز جالبی بود ... بعضی وقتا کیف داره ادم مجردی بره بیرون قلب اونم با دوستای قدیمی ماچ

/ 10 نظر / 14 بازدید
شیدا

[لبخند]

مامان پارسا

آرام جان منم دلم تفريح مجردي خواست. انشاالله هميشه خوش باشي و لبت پر خنده باشه

ماتیلدا

آرام جون خوشحالم که بهت خوش گذشته ولی من نمی دونم چرا دیگه تفریح مجردی دیگه بهم حال نمیده[خجالت]

homa

سلام آرم جونم این [نیشخند]برای گل منم گردش مجردی میخوااااااااااام

فاطمه مامی نیکو

دیزییییییییییییییییییییییییی ....وای آرام دلم ضعف کرد [خوشمزه] من ایران میخوام [ناراحت]

غزالمامان رونیکا

خدا وکیلی ارام من وقتی بچه هم نداشتم اینقدر مثل تو شاد زندگی نکردم....واقعا حالشو ببر جیگر..[ماچ]

شبنم(مامان رومینا)

واییییییییییییییییییی آرام من هم دلم گشت و گذار مجردی خواست. خوش به حالت تا می تونی از این فرصتهای ناب استفاده کن که وقتی نی نی گولوت دنیا اومد دیگه نمی تونی مجردی حال کنی. ولی درکل خیلی خیلی خوشحالم که بهت خوش گذشته. راستی آپم با یه عالمه عکس تفلد.بدو بیا[ماچ][قلب]

ليلا (ارديبهشت)

سلام سلام همیشه به تفریحات مجردی - خانوادگی - عشقولانه ای - کاری - و ...... آرام جون یه سوال دارم شما میرید مامی سایت یا مثل من نمیتونید برید برای مامی سایت اتفاقی افتاده باز ؟ ممنون میشم جوابمو بدی عزیزم.